من این پست رو به خاطره گلی رحیمی که اومده بودن از وبلاگم دیدن کرده بودن گذاشتم.
چون بد متوجه شدن اسم غول ملی رو خودم همین جوری رو زرافم گذاشتم البته با کمک یکی از دوستام که اسمش مریمه و منم خیی دوسش دارم![]()
این اسم معنی خاصی نداره اسمش از نظره تلفظ اینه :ghol maly امید وارم که متوجه شده باشن.
بعد این زرافه فقط یه عروسکه و من این داستان هایی رو که توی وبلاگ می نویسم از خودم در میارم و تخیلات خودمه.![]()
راستی چرا اسمه وبلاگتون رو ننوشتی تو قسمته وب سایت که من بتونم بیام از وبلاگت دیدن کنم. اگه دوباره به وبلاگم سر زدی اسمه وبلاگتو برام بنویس خوشحال می شم بیام![]()
بای![]()
من که اصلا خوب نیستم..............حتما خیلی دوست دارین بگم چرا اره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه؟؟؟؟/
چون من یه چند وقته پیش کار نامه گرفتم ولی اونی دوست داشتم بشم نشدم![]()
![]()
من الان سوم راهنمایی هستم و معدلم شد ۷۵ / ۱۸![]()
من تا الان تمامه معدلام ۱۹ به بالا بوده ولی نمیدونم چرا این یکی این جوری شد.![]()
ولی خب واسه ترم دوم سعی می کنم بشم ۱۹ تازه من فقط ۱۹ رو قبول دارم یعنی اگه بشم ۹۹ / ۱۸
قبول ندارم
حتما باید بشم ۱۹.
خب من می خوام یکی دیگه از داستان های خودم و غول ملی رو بگم.
اون شبی که من براتون دکتر غول ملی رو معرفی کردم شب وقتی می خواستم بخوابم گفتم بهش که تو وبلاگم معرفیش کردم یهو رو شو اون ور کرد و دیگه با من صحبت نکرد گفتم غول ملی از دسته من ناراحت شدی؟ گفت دیگه جایگاه من اینجا نیست گفتم یعنی چی؟
گفت من دیگه این جا نباید باشم!!!
گفتم اخه چرا؟
گفت چون من دیگه معروف شدم و جام اینجا نیست جام پیشه پراد پیته![]()
گفتم کی غول ملی؟نکنه منظورت براد پیته
گفت بالا خره
بهش گفتم غول ملی اینو که یادت نرفته که تو..................
گفت من چی؟؟؟//؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم تو یه زرافه ای نه ادم ![]()
یهو زد زیره گریه که تو ادم بودن خودتو به رخ من می کشی و داری به من توهین می کنی
منو میگی!!!!!!!!!!!!!!!!!۱۱![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گفتم نه غول ملی جان من منظورم این نبود ولی اون که باور نمی کرد و هی حرف خودشو می زد(خدایی تا حالا گیره یه ادم زبون نفهم افتادی؟؟
)
خلاصه بعد از یه ساعت فک زدن قبول کرد.![]()
بعد هم با خیال راحت هر دومون گرفتیم زیره پتو خوابیدیم![]()
خب اینم از این
بای![]()
![]()
من اول یه چیزایی راجع به غول ملی بگم یعنی میخوام معرفیش کنم.
اول من و غول ملی این جوری با هم اشنا شدیم........
ما برای خرید به یکی از شهر های اون کشوری که هستیم رفته بودیم که توی یه فروشگاه یهویی چشمم به غول ملی افتاد اول شک داشتم که غول ملی بردارم یا یه گاو خلاصه غول ملی انتخاب شد![]()
راستی غول ملی یه زرافه هم هست حالا عکسشو اگه خواستین براتون می ذارم![]()
خوب اولین داستان من این بود ..................
از اون جایی شروع شد که من گفتم غول ملی جای تو بالای تخته ولی اون مخالفت کرد گفت من می خوام رو صندلی بشینم ....
من:تخت غول ملی جان
غول ملی:صندلی
من:تخت ![]()
غول ملی: صندلی
خلاصه همین جوری ادامه پیدا کردن تا اون جایی که دیگه خودمون فک و دهن برامون نموند .
گفتیم ما دیگه بزرگ شدیم و باید عاقلانه فکر کنیم اونم موافقت کرد.
گفتیم درست با هم صحبت کنیم و همدیگرو قانع کنیم
من: غول ملی جان من صلاح تو رو می خوام جای تو بهتره که رو تخت باشه
(الان فکر می کنید
غول ملی:ببین من هم به خاطره خودت می گم اخه وقتی اونجا با شم تو رو نمی بینم ولی اگه بیام رو صندلی با تو هستم تو هم تنها نیستی
(به من که اخره دور از جون شما خر کردنم گفته زکی)
![]()
خب اخره سر داستان این جوری فیصله(نمیدونم درست نوشتم یا نه)پیدا کرد که یک روز غول ملی بلای تخت باشه و یک روز رو صندلی![]()
خب حالا خودتون با غول ملی یه کمی اشنا شدین و فهمیدین چه زرافه ای حالا اگه می خواین عکسشو ببینین رو ادامه مطلب کلیک کنین
بای![]()
ادامه مطلب
همون جوری که لیلا گفت من باید به وبلاگم برسم و الان می خوام این کارو بکنم
یه موضوع جدید به مطلبام اضافه شده که اینه:(داستان های من و غول ملی) ببینیم اول من یه توضیحی بدم که این اسمو با کمکه دوست عزیزم مریمانتخاب کردیم. بعدم این اسم جنسیت نداره یعنی نه دختره و نه پسر ولی بیشتر پسره.بعدم من این داستان هارو از خودم در میارم عینی غول ملی فقط یه عروسکه.برای اطلاعات بیشتر رو (داستان های من و غول ملی)کلیک کنید
خب من از امروز کارم رو شروع میکنم!!!
بای لیلا برو با با کن![]()
![]()
