تبليغاتX
رنگارنگ
یه خواب....................شایدم هشدار............... جمعه شانزدهم شهریور 1386 0:54
سلام خوبین؟؟؟

امروز به خاطره یه اتفاق خاص اومدم اپ کنم!!!

چند شبه پیش بابام به خواب دیده بود!!

برام تعریف کرد!!

این خوابش بود..............

گفت خیلی طبیعی خوابیده بودم که انگار یه کسایی وارم اتاق میشن!!

ادم نبودن یعنی بابام نمیدتشون!!

بعد میان خیلی اروم میگن ما اومدیم تو رو با خودمون ببریم!!

بعد یه چیزی مثله نیروی مغناطیسی که چیزای اهنی رو به طرفه خودش میکشه میاد بالا سره بابام!!

بعد یکی هم بوده که خیلی مهربون مثله یه دکتر که میاد بالا سره ادم و دلداری میده!!

بعد همش  میگفتهکه اصلا نترس ....نگران نباش ما با تو کاری نداریم فقط اومدیم ببریمت!!

بعد بابام میگفت که یه حسی داشتم که دیگه میدونستم کاری از دستم بر نمی یاد دیگه همه چی تموم شد!!

بعد بابام یهو از خواب میپره!!

این خوابش بود!!

به نظره من این یه هشداره که میگه حواستو جمع کن بودنت همیشگی نیست!!

وقتی بابام اینو واسم تعریف کرد ترسیدم گفتم یعنی الان هر لحظه ممکنه که ادم بمیره!!

من روزه میگیرم!!

ولی تو نماز خوندن یه ذره کوتاهی میکنم!!

همرو مرتب نمی خونم!!

بعد نشستم فکر کردم!!!

الان یه چند  روزیه که دیگه همرو دارم کامل میخونم!!!

 

 

همین الان شما هم یه نگاه به اعمالتون بندازین!!!

ببنین چقد غیبت کردین!!!؟؟

چقد کسی رو مسخره کردین؟؟؟

چند نفرو کسی رو از خودتون ناراحت کردین؟؟!!

و کلی چقد های دیگه............

اینارو که میگم در مورده شما نیست فقط یه موقع فکر نکنین..................

منم خودم کلی اشتباه دارم!!

ولی دیگه نمیخوام داشته باشم!!

همین!!

تا اپ بعدی!!

بای..................بای..................

 

به به چه مطلبه قشنگی افرین به یگانه | موضوع: خودم و کارام | لینک ثابت |

 

رنگارنگ